رنگ آمیزی

آموزش گام به گام

کاردستی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط خاله لیلا   
پنجشنبه, 03 دی 1394 ساعت 17:27

داستان قورباغه و باران

هوا ابری بود

درخت گفت: خدایا کاش باران ببارد!

خاک گفت: خدایا کاش باران ببارد!

ولی باران نبارید. قورباغه قورقور کرد و گفت:

چرا خدا باران نفرستاد؟

یک دسته مورچه از راه رسیدند. مورچه ها روی خاک از کنار درخت و قورباغه رد شدند.

 

 

قورباغه فکر کرد : اگر باران می بارید مورچه ها اذیت می شدند.

مورچه ها که رفتند باران شر شر بارید.

قورباغه توی دلش گفت : خدا را شکر!

نویسنده: ناصر نادری

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی