رنگ آمیزی

آموزش گام به گام

کاردستی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط خاله لیلا   
یکشنبه, 25 خرداد 1393 ساعت 17:45

یم شعر دوست داشتنی و قدیمی

برای بچه های نسل قدیم.

قصه ما راست بود

دویدم و دویدم

سر کوهی رسیدم

دو تا خاتونی دیدم

یکیش به من نون داد

یکیش به من آب داد

نون رو خودم خوردم

آب را دادم به زمین

زمین به من علف داد

علف را دادم به بزی

بزی به من پشکل داد

پشکل را دادم به نونوا

نونوا به من آتش داد

آتیشو دادم به زرگر

زرگر به من قیچی داد

قیچی رو دادم به خیاط

خیاط به من قبا داد

قبا را دادم به ملا

ملا به من کتاب داد

کتاب رو دادم به بابا

بابا دو تا خرما داد

یکیش رو خوردم تلخ بود

یکش رو خوردم شیرین بود

بالا رفتم دوغ بود

پایین اومدم ماست بود

قصه ما راست بود

 

نظرات  

 
0 #4 خاله لیلا 1393-06-18 16:17
بله زمان بچگي هامون اين شعرها بود
نقل قول
 
 
0 #3 بهاره 1393-06-15 09:47
لایکه
یاد بچگی های خودم افتادم ،یادش بخیرررر مرسی :sigh:
نقل قول
 
 
0 #2 خاله لیلا 1393-03-25 22:51
ممنون عزيزم
نقل قول
 
 
+1 #1 کاملیا 1393-03-25 20:13
هورا!آفرین :lol: دست بزنید.یوهووووو!بسیار عالی و خوشگل بود.دوسش داشتم.مرسی :D :lol:
نقل قول
 

اضافه کردن نظر