رنگ آمیزی

آموزش گام به گام

کاردستی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط خاله لیلا   
پنجشنبه, 29 اسفند 1392 ساعت 10:33

دوستای خوبم

غزل جون یک داستان درباره عید نوشته و ارسال کرده

ممنون از داستان روز عیدت عزیزم

داستان روز عید به نویسندگی غزل

یک روز دیگر از خواب بلند می شوم ولی امروز با روزهای عادی دیگرفرق دارد امروز عید است

همه شادی می کنند همه به هم این روز زیبا را تبریک می گویند خوشحالم خیلی خوشحال امسال سال من است

یعنی سال اسب با خوشحالی کنار مادرم وپدرم پای سفره ی هفت سین می نشینم توپ به هوا می شود

صدای اذان می اید سال 1393 شروع شده مادر و پدرم با خوشحالی بر سر من نوازش می کشند

وعید را تبریک می گویند مادر وپدرم از لای کتاب قران به من عیدی می دهند من هم به ان ها تبریک می گویم

کاردستی هایی که برای عیدی مادر وپدرم اماده کرده بودم به ان ها می دهم

چه روز خوبی است همه شادند عید نوروز پیشا پیش مبارک

 

 

اضافه کردن نظر