رنگ آمیزی

آموزش گام به گام

کاردستی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 9
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط خاله لیلا   
یکشنبه, 08 دی 1392 ساعت 16:34

سلام دوستای خوب و گلم

امروز داستان ن کوچولو از حروف الفبای فارسی رو براتون می ذارم

داستان ن کوچولو

ن کوچولو جلو دوید و گفت:« نان،نان!مامان،نان

مامان ن یک نان پخت و به او داد.

ن کوچولو نان را خورد و دوباره گفت:« نان،نان!مامان،نان

مامان ن هر چه نان پخت، ن کوچولو خورد.

خمیرنان تمام شد. آتش تنور خاموش شد. اما ن کوچولو هنوز گرسنه بود.

مامان ن به ن کوچولو گفت:« نان تمام شد. حالا بیا بغلم تا قصه ی نان را برایت بگویم.»

ن کوچولو پرید به بغل مامانش و گفت:« بگو...بگو...!»

مامان ن گفت:« یکی بود، یکی نبود. ن کوچولی بود که همیشه به مامانش می گفت نان،نان!مامان،نان

ن کوچولو قصه را شنید و زود خوابش برد، مثل همیشه.

نویسنده مجید راستی


 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی