رنگ آمیزی

آموزش گام به گام

کاردستی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط خاله لیلا   
چهارشنبه, 27 آذر 1392 ساعت 18:09

سلام دوستاي خوبم

امروز داستان شب يلدا رو براتون مي ذارم

داستان يلداي قد بلند

يلدا بلندترين شب سال است. شب هم يك عالمه ستاره دارد و ماه كه توي آسمان برق مي زند؛ مثل پيراهن

و دامن پولك پولكي دخترها. در اين شب، خوراكي هاي خوشمزه اي مثل انار و هندوانه و آجيل و ... كنار هم جمع مي شوند.

 

 

كتاب هاي قشنگي هم دور هم جمع مي شوند. مثل كتاب شعرهاي حافظ، شاهنامه، مثنوي و ...

من اين شب را دوست دارم؛  هم به خاطر خوراكي هايش و هم به خاطر اين كه همه تا دير وقت بيدار مي مانند

و شعر و قصه مي خوانند.

تمام سال شب ها پشت سرش مي گفتند: دراز بد قواره.

اما وقتي به او رسيدند ، وقتي تا صبح شهر روشن بود و بيدار، فال حافظ بود و دانه دانه هاي انار،

قصه بود و هندوانه هاي آبدار،خاطره بود و اواز تار، سب هاب قد كوتاه هر چه قدر روي پنجه ي پا خودشان را بالا كشيدند

به قامت بلند شب يلدا نرسيدند!

نويسنده: حسين تولائي

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی