رنگ آمیزی

آموزش گام به گام

کاردستی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 9
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط خاله لیلا   
شنبه, 12 مرداد 1392 ساعت 11:56

داستان های الفبای فارسی

داستان آب

آ تشنه اش بود. رفت لب چشمه، آب بخورد. چشمه، خشک بود. رفت لب دریا، آب دریا شور بود.

رفت کنار رودخانه، هم شد که آب بخورد، افتاد توی آب.

آب، آ را با خودش برد. ماهی گیر، آ را دید.او را از آب گرفت.

 

 

برد به خانه، داد دست بچه اش و گفت : « بگیر... این هم آ که می خواستی! مواظب باش که دیگر گمش نکنی!»

بچه، خوش حال شد. آ را گرفت. آ سردش بود. از سرما می لرزید. بچه آ را برد کنار آتش.

آ گرم شد. بچه برایش آش درست کرد. آ آش را خورد.

بعد هم توی دفتر مشق، کنار دوستانش خوابید.

نویسنده : محمد رضا شمس

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی