رنگ آمیزی

آموزش گام به گام

کاردستی

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط خاله لیلا   
یکشنبه, 22 اردیبهشت 1392 ساعت 22:09

سلام دوستاي خوبم

امروز يكي ديگه از شعرهاي ارسالي آقاي عابدي رو در مورد اورژانس مي ذارم

شعر مثلث طلايي امداد

يه شكلي هست تو اورژانس بهش مي گن مثلث مثلث طلايي

هر سه تا گوشه ي اون يه اسم داره نگاه كن غلط نگي يه جايي

اسم يكيش نجاته دوميشم امنيت

گوشه ي سوم اون اسمش چيه؟سلامت

اين سه تا گوشه بايد با همديگه كار كنن

هر كدوم از اين سه تا خيلي خيلي مهمن

هميشه هر تصادف صحنه ي دلگيريه

اما بايد بدونيم چاره ي مشكل چيه

بايد سريع و فوري زنگ بزنيم به امداد

خبر بديم كه اينجا امداد رساني مي خواد

اول هر سانحه اونكه مياد پليسه

به وضع امنيت اون دور و بر مي رسه

مثل هميشه پليس مراقبت مي كنه

از جون و مال مردم محافظت مي كنه

بعد از پليس تو صحنه گروه نجات مي رسه

كه جستجو مي كنه تو دل هر حادثه

تا كسي كه زخميه يا اون كه مشكل داره

از صحنه ي حادثه زودتر بيرون بياره

نوبتي ام كه باشه نوبت اورژانس ميشه

وظيفه ي اون فقط سلامته هميشه

بايد ببينه مصدوم چه حال و روزي داره

فشار خون مي گيره نبضشو خوب مي شماره

ممكنه خون ريزي زيادي داشته باشه

نمي تونه بذاره همينجوري رها شه

شايد شكسته باشه استخوناي مصدوم

بايد آتل ببنده به دست و پاي مصدوم

اگر خدا نكرده راه گلوش بسته شد

نتونه مثل همه درست نفس بكشه

بايد سريع و فوري امداد و آغاز كنه

تا بتونه مسير هوا رو زود باز كنه

خلاصه هر جور شده رسيدگي مي كنه

علائم حيات و خوب بررسي مي كنه

تا بتونه به خوبي امداد رساني كنه

به سمت بيمارستان مصدومو راهي كنه

شاعر : آناهيتا مستاجران

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
بازخوانی